الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

845

علل الشرايع ( فارسي )

گردد چون با هم فرقى ندارند . اگر سائل بگويد : سيرها فرق مىكند چه آن كه سير شتر در يك روز چهار فرسخ بوده و اسب بيست فرسخ مىباشد پس چرا مقدار سير يك روز را هشت فرسخ قرار داده‌ايد ؟ در جواب گفته مىشود : به خاطر آن كه هشت فرسخ سير شترها و قافله ها است كه غالب سيرها مىباشند و شترداران و قافله باشىها نوعا و غالبا اين مقدار را در روز طى مىكنند . اگر گفته شود : چرا در سفر نوافل نهار و روز ساقط و ترك شده نه نوافل ليل و شب ؟ در جواب گفته مىشود : هر نماز واجبى كه در سفر قصر نشود نافله اش نيز قصر نمىگردد لذا مغرب قصر نمىشود لا جرم نافله اش نيز مقصور نمىگردد و همچنين است نماز صبح كه شكسته نشده پس نافله اش نيز شكسته نمىگردد . اگر سائل بگويد : پس چه مىگويى در باره نماز عشاء كه شكسته مىشود ولى نافله اش قصر نمىگردد ؟ در جواب گفته مىشود : دو ركعت نافله عشاء از جمله نمازهاى پنجاه گانه ( مجموع فرائض و نوافل ) نبوده بلكه آن را در ضمن پنجاه ركعت آورده‌اند تا به واسطه اش به جاى هر يك ركعت فريضه دو ركعت نافله قرار بگيرد . اگر گفته شود چرا بر مسافر و مريض واجب نشد كه نماز شب را در اوّل شب بجا آورند ؟ در جواب گفته مىشود : به خاطر مشغول بودن مسافر و ناتوان بودن مريض ، پس مريض را در توسعه قرار داده‌اند كه در وقت راحتى استراحت كرده و مسافر مشغول به امور خود و كوچ كردن گردد . اگر گفته شود : براى چه خلائق امر شده‌اند بر مرده نماز بخوانند ؟ در جواب گفته مىشود : به خاطر آن كه بدين وسيله برايش شفاعت كرده و دعاء كنند خداوند او را بيامرزد چه آن كه در هيچ وقتى از اوقات انسان نيازمندتر به طلب آمرزش و دعاء از آن ساعت نمىباشد . اگر سائل بگويد : چرا در نماز بر اموات پنج تكبير واجب است نه چهار تا و نه شش تا ؟ در جواب گفته مىشود : عدد پنج مأخوذ است از تعداد پنج نماز كه در روز و